استفاده از عبارات سطحی برای محکوم کردن انتصابات در دولت جدید و ناراحتی از تغییر برخی رفقا. این گزاره مهمترین محور سخنان محافظهکاران نسبت به تغییرات صورت گرفته در دولت یازدهم است: "فلانی رفت و فلانی آمد". در همین حال اما اتفاقاتی مهم رخ میدهند و متاسفانه ککی پیدا نمیشود تا آقایان را بگزد، شاید که به سخن درآیند و فرجی حاصل شود...
دبیرخانه پیمان "جنبش عدم تعهد" در تهران تعطیل شد. داستانش بطور خلاصه اینکه اکبر ترکانِ معروف را سرپرستش کردند، به راحتی گفتند "موازی کاری" خوب نیست، و سرانجام تعطیلش کردند و امورش را به وزارت خارجه محول کردند! به همین سادگی! و این بود پایانی بر آرزوهای دور و دراز آنهایی که پس از سالها منتظر بودند تا اتفاقی بیفتد، اما احمدی نژاد که رفت همه چیز به صفر بازگشت. بگذارید کمی به عقبتر برگردیم...
آغازی برای آزادیخواهان
در روزهای جنگ سرد و تقسیم دنیا به دو بلوک شرق و غرب، زمانی که همه راهها به مسکو یا واشنگتن ختم میشد، چند رهبر بزرگ از کشورهایی که این قاعده را بر نمیتافتند، دست به دست هم دادند و جنبشی برای مستقلها تشکیل دادند تا آزادیخواهان در برابر استثمار قطبهای جهان با هم متحد شوند. این جنبش به تدریج فراگیرتر شد، اما پس از فروپاشی شوروی و آغاز عصر جهان تکقطبی به دوران رکود رسید، اما جرقهای این رکود را پایان داد. پیروزی چاوز در ونزوئلا و کمی بعد از او احمدی نژاد و موج انقلاب بولیواری روح تازهای به این جنبش بخشید. حالا جنبش عدم تعهد تبدیل به بزرگترین سلاح آزادیخواهان برای مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا شده بود، جنبشی متشکل از ۱۲۰ کشور یعنی بزرگترین پیمان پس از منشور سازمان ملل متحد.
اجلاس تابستان سال ۱۳۸۸ در شرمالشیخ مصر با اتفاقی خاص همراه شد. در زمانی که با خیانت جنبش سبز به منافع ملی و در نتیجه تخریب وجه بینالمللی ایران، اعتبار ایران کاهش یافته بود، منوچهر متکی و دکتر احمدی نژاد با رایزنیهای دیپلماتیک توانستند ریاست بعدی جنبش را به نام ایران ثبت کنند. با ریاست احمدی نژاد به عنوان مشهورترین چهره آنتیامپریالیست جهان و عزم او برای تغییر مناسبات جهانی، این پیمان میتوانست سرانجام به سمت تشکیل یک سازمان بزرگ حرکت کند. پیمانی که از شرایط عضویت آن میتوان به "کمک به جنبشهای آزادیبخش"، "عدم تعلق به هیچ یک از پیمانهای نظامی" و "عدم واگذاری پایگاههای نظامی" اشاره کرد را نمیتوان یک پیمان کم ارزش در نظر گرفت.
پیمانی که ترس امپریالیسم را برانگیخت
با استفاده دکتر احمدی نژاد از ظرفیت عظیم پیمان جنبش عدم تعهد، این جنبش در مقاطع مهمی توانست مناسبات طراحی شده را بهم بزند. این جنبش در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی بارها و بارها از ایران حمایت کرد و هنگام جلسه برای ارسال پرونده ایران به شورای امنیت، برای اولین بار در تاریخ آژانس "اجماع" را شکست و کار را به "رایگیری" کشاند. این جنبش به کرات و در صحن عمومی سازمان ملل از حقوق ایران دفاع کرد. کاملا روشن است که با رای اکثریت اعضای عضو جنبش، بیانیهای از یک پیمان با ۱۲۰ عضو در صحن عمومی قرائت میشود؛ و این یعنی پیروزی قطعی در صحن عمومی سازمان ملل.
با شروع بهار عربی، تحولات مصر و روی کار آمدن مرسی، جنبش عدم تعهد برای جهان تک قطبی خطرناکتر هم شد. مرسی اصلا مثل مبارک "کم اراده" نبود و از آن مهمتر، اخوان المسلمین یک جنبش کاملا "ایدئولوژیک" محسوب میشود. قرار گرفتن رئیس جمهور یک کشور تاثیرگذار مانند مصر که به تازگی یک انقلاب را پشت سر نهاده و نگاه جهانیان معطوف به آن بود، وزن این پیمان را بیشتر و بیشتر کرد. و سرانجام در سال ۹۱ نوبت به ریاست ایران رسید.
متاسفانه در آن زمان دیدگاههای تنگنظرانه (برخلاف دیدگاههای فوقالعاده انعطافپذیر فعلی) وزن زیادی داشتند، تا جاییکه به جرات میتوان گفت ترجمه افتضاح سخنان مرسی به همین دلیل رخ داد. دستاوردهایی مانند یاد کردن از دانشمندان ترور شده ایرانی، "تعهد به عدم اجرای تحریمهای یکجانبه دیگر کشورها"، محکومیت رژیم صهیونیستی و حمایت از برنامههای هستهای ایران در بیانیه پایانی، و از همه مهمتر بالا بردن وزن بینالمللی ایران به عنوان رئیس یک پیمان بینالمللی با بیش از ۱۲۰ عضو همه از نتایج این همایش و ریاست ایران بر آن بودند.
کورسوی امید به انقلابیها...
با درایت دکتر احمدی نژاد تصمیم گرفته شد تا به عنوان اولین و مهمترین گام جهت تغییر این جنبش از یک "پیمان" به یک "سازمان"، دبیرخانه دائمی جنبش عدم تعهد در تهران مستقر شود. تصمیمی که اگر در دراز مدت و بصورت بابرنامهای عملیاتی میشد هم باعث نفوذ دائمی ایران بر این سازمان میشد و هم وزن ایران را در جهان افزایش میداد. اما دولتی که خود را "دولت تدبیر" مینامد در همان ابتدای امر دبیرخانه را تعطیل کرد و اختیارات و وظایفش را به وزارت امور خارجه محول کرد، تصمیمی که به نظر من "غیرعادی" میرسید. از طرف دیگر نطق ضعیف روحانی و تاکید او بر "قانونگرایی در فضای بینالمللی" (در حالیکه احمدی نژاد از لزوم تغییر مناسبات و قوانین ناعادلانه سخن میگفت) و نداشتن هیچ برنامهای برای مدت ریاست بر جنبش، بر همگان روشن کرد که این دوره نیز اتفاقی رخ نخواهد داد...
با این حال هنوز روزنهای وجود دارد و آن اینکه رئیس آینده این پیمان ونزوئلا خواهد بود، کشوری که این روزها با کمک بولیوی "یکتنه" بار جبهه ضد امپریالیستها را به دوش میکشد. حالا عدالتخواهان دیگر خیلی به جنبش عدم تعهد فکر نمیکنند، حداقل تا ۲ سال دیگر که ریاست آن بر عهده نیکلاس مادورو، جانشین خلف "چاوز انقلابی" قرار بگیرد. حالا فقط میتوان افسوس خورد که فقط چند ماه تروئیکای جنبش عدم تعهد (متشکل از روئسای قبلی، فعلی و آینده) شاهد حضور دوانقلابی یعنی احمدی نژاد و چاوز بود.

مرتبط:
علی اکبر صالحی: ریاست ایران بر جنبش عدم تعهد از الطاف الهیست
مطلب کینهورزانه در سایت رادیو زمانه برای توجیه "تدبیر" صورت گرفته
حکمتتراشی برای نابودی سازمانهای مهم در دولت تدبیر!