بسم رب الحسين
داشتم به اين قبل از محرم فكر ميكردم كه محرم كه بشه مهدی مياد تو شهرمون قدم ميزنه ...
ولی محرم اومد ولی ...
مهدی نيومد ...
ميگن سال به سال دريغ از پارسال ...
امسال كه ديگه شهرمون بوی حسين نميده ...
مردم به كار خودشون مشغولند و هيئت ها سال به سال كم رونق تر...
فقط هی برن سورچرونی و ...
و برن برای غذای مجلس حسين ولی ذره ای اندوه نداشته باشيم از غم حسين...
مصيبة ما اعظمها حسين ...
فقط بريم سورچرونی ...
كشته شد كه كشته شد غذای كجا بهتره آخر مجلس بريم به غذاش برسيم...
ای حسين ای حسين ...
و سری رفت به روی نيزه كه ما گناه نكنيم ولی ...
اگر دين نداريم آزاده باشيم ...
قربونت بشم آقا ...
فقط بگم من سگتم ...
دنيا يه طرف تو يه طرف ...
بقيه رو بيخيال شدم ...
فقط حسين ...
همه جا جار ميزنم از عشقت حسين ...
بزار بهم بگن ديوانه ...
عشق تو ديوانم كرده ...
بازم ميگم من ديوانه توام ...
