با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید
به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين
وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد
و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
حتما همتون ميدونيد حرامزاده هايي در سوريه كه توسط حرامزاده هاي حاكم بر كشورهاي بي بخار عربي ساپورت ميشن چه جناياتي بر عليه نسل بشر به جرم فقط به جرم شيعه بودن انجام دادن
نگاهی به چینش فعلی 8 نامزد قطعی انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نشان میدهد که گفتمان حامیان دولت فاقد هرگونه نمایندهای در این عرصه است. گفتمانی که مولفه اصلی آن داعیهداری قشرهایی از جامعه بود که حضرت امام روحالله آنان را ولینعمتان اصلی این نظام و انقلاب خوانده بودند.
گفتمان حامیان دولت در سالهای 84 و 88 با اجماعی که نه در سطح سیاسیون و کانونهای قدرت و ثروت، بلکه با اجماعی که در طبقه قشرهای متوسط و مستضعف جامعه شکل گرفت، به رأس قوه مجریه راه یافت. اما در دو سال اخیر هجمه رسانهای و غیررسانهای وسیعی علیه حامیان گفتمان دولت و حلقه اصلی تشکیل دهنده آن با طراحی بازیای دقیق و برچسبی به نام انحرافی شکل گرفت. انتخابات مجلس نهم، نخستین عرصه عملی کردن این سیاست بود و در پروسهای بیسابقه، این دولتهای نهم و دهم بودند که برخلاف دولتهای سازندگی و اصلاحات، هیچ نمایندهای را در انتخابات پایان دوره خود برای نمایندگی از طرف گفتمان غالبشان نداشتند! حال سوالی که در این میان پیش میآید، این است که آینده گفتمان حامیان دولت چه خواهد شد؟
ویژگیهای گفتمان احمدینژاد دکتر حمیدرضا اسماعیلی میگوید: در پاسخ به پرسش شما باید بگویم گفتمان آقای احمدینژاد و دولتهای نهم و دهم چه ویژگیهایی دارد و براساس آن حالا چه کسانی وجود دارند و چه کسی قرابت و چه کسی فاصله دارد. این پژوهشگر و کارشناس مسائل سیاسی در گفتوگو با با بیان این که من نام گفتمان دولتهای نهم و دهم را گفتمان «پسا اصلاحات» میدانم، خاطرنشان میکند: یکی از ویژگیهای این گفتمان، آن است که به لحاظ تاریخی بعد از دولت اصلاحات توانست کرسی ریاست جمهوری و دولت را به دست بگیرد. نکته مهم دیگری هم که وجود دارد، واکنشی است که به لحاظ گفتمانی در واکنش به گفتمان اصلاحات شکل گرفت.
وی در تشریح گفتمان دولت میگوید: این واکنش لزوماً به معنای انکار تمام مولفههای گفتمان اصلاحات نبود و از آنطرف ضمن آنکه به بخشی از گفتمان اصولگرایی انتقاد داشت، بخشی از گفتمان اصولگرایی را نیز به همراه داشت. لذا از این جهت ما میتوانیم بگوییم گفتمان حامیان دولت که با دکتر احمدینژاد در سپهر سیاسی ایران ظهور کرد، یک جریان و گفتمان سوم بود، یعنی نه گفتمان اصولگرایی محض بود و نه اصلاحطلبی محض، بلکه در واکنش به این دو ظهور کرد. دکتر اسماعیلی با بیان اینکه به جرات میتوانیم بگوییم که گفتمان آقای احمدینژاد، در دولتهای نهم و دهم به معنای واقعی یک گفتمان بود، خاطرنشان میکند: یعنی کاملاً انسجام داشت. صدر و ذیل این اندیشه با هم انطباق داشت و آقای احمدینژاد را در این وادی میتوانیم یک انسان پیشرو بدانیم. فردی که با آمدنش یک تئوری جدیدی در عالم سیاست ظهور کرد.
نویسنده کتاب «شورش اشرافیت بر جمهوریت» در تبیین ویژگیهای این گفتمان میگوید: اولاً این را بگوییم که پایگاه اجتماعی گفتمان حامیان دولت را بخشی از نیروهای مذهبی جامعه تشکیل میدادند که در طول سالهای پس از انقلاب هم از جریان راست سنتی رویبرگردان شده بودند و هم از جریان اصلاحات! در واقع پایگاه اجتماعی که هم خود آقای احمدینژاد و هم گفتمانشان به آن تعلق داشت و شامل طبقه متوسط و طبقه پایین جامعه میشد.
دکتر اسماعیلی درخصوص مولفههای گفتمانی دولت احمدینژاد که بر پایه عدالت استوار شده است، تصریح میکند: یک بخش از مولفههای گفتمانی احمدینژاد عدالت است که شامل عدالت قضایی، عدالت اجتماعی، عدالت سیاسی و عدالت اقتصادی میشود.
مقاومت در عین گفتوگو به گزارش ایران وی «مقاومت در عین گفتوگو» را یکی دیگر از مولفههای این گفتمان میداند و میگوید: در عرصه سیاست خارجی کشور برخی اساساً مولفه مقاومت و استقامت را سعی میکنند به کناری بگذارند. برخی دیگر وقتی صحبت از گفتوگو میشود، انگار صحبت از سخن ناروایی به میان آمده است. اما ما میبینیم در گفتمان حامیان دولت یا پسااصلاحات بر گفتوگو در عین مقاومت تاکید شده است.
دکتر اسماعیلی به موضوع هولوکاست اشاره و خاطرنشان میکند: آقای احمدینژاد هولوکاست که گرانیگاه و نقطه ثقل رژیم صهیونیستی بر روی آن استوار بود را نشانه گرفت و حریف را چنان آچمز کرد که نه راه پیش داشت و نه راه پس! و به جای شعار دادن، بدون آنکه هزینه اقتصادی سنگینی هم داشته باشد، یک عملیات روانی را در دنیا علیه این رژیم منحوس به کار گرفت.
ایستادگی در مقابل گروههای انحصارطلب داخلی نویسنده کتاب «شورش ایرانیت بر جمهوریت» ایستادگی در برابر قدرتهای انحصارطلب را از دیگر مولفههای موجود در گفتمان حامیان دولت میداند و میگوید: این گفتمان و حامیان آن در برابر قدرتهای انحصارطلب داخلی هم حاضر به امتیاز دادن نیست، چرا که شما باید برای هرچه مردمسالار کردن نظام سیاسی کشور تلاش کنی تا امروز ما از دیروز، و فردای ما از امروز بهتر شود. لذا باید سازوکارها و ساختار سیاسی کشور طوری طراحی شود که به قول حضرت امام(ره) مستضعفان و پابرهنگان، تعیینکننده این باشند که تحولات کشور به چه سمتی پیش میرود نه گروههای ذینفوذ و صاحب قدرت و ثروت. وی در ادامه میافزاید: لذا یکی از ویژگیهای گفتمان حامیان احمدینژاد این است، کسانی که به دنبال این هستند که قدرت را انحصاری کنند و مانند یک توپ به یکدیگر پاسکاری بکنند و در برابر ساختاری که نمیخواهد متن مردم را ببیند و رویش حساب کند، مقاومت میکند.
مصداقی برای گفتمان دولت نداریم!
دکتر اسماعیلی در پاسخ به این سوال که نماینده گفتمان حامیان دولت در چینش فعلی چه جایگاهی دارد، میگوید: آن چیزی که به نظر میرسد، این است که در واقع گفتمان حامیان دولت در این انتخابات فقط یک نماینده را داشت که آن هم احراز صلاحیت نشد! لذا کسی که بتوانیم بگوییم دقیقاً مصداق این گفتمان است، فعلاً وجود ندارد! اما اینکه در بین نامزدهای فعلی کدامها نزدیکتر هستند و کدامها فاصله بیشتری دارند، قابل بحث است.
وی با بیان اینکه همه این هشت نامزد را میشناسیم، خاطرنشان میکند: مواضعی که در حال حاضر اتخاذ میکنند، نشأت گرفته از مواضعی است که در حیات سیاسی سابقشان نیز وجود داشته است. اگر موضعی که اتخاذ شده با موضع قبلی تفاوت دارد، آن موقع دیگر میتوانیم بگوییم که نوعی گفتمانسازی صورت گرفته است که با هویت سابقش انطباق ندارد.
این کارشناس مسائل سیاسی به مولفه مقاومت در برابر انحصارطلبان اشاره میکند و میافزاید: شاید یک نمایندهای باشد که به لحاظ گفتمانی در ظاهر با آقای دکتر احمدینژاد انطباق یا مشابهت داشته باشد اما من از خودم میپرسم آیا این نامزد ریاست جمهوری در برابر گروههای ذینفوذ داخلی هم به سمت مقاومت پیش خواهد رفت یا نه؟ این پرسشی است که هنوز در بین کاندیداها به پاسخش نرسیدیم! دکتر اسماعیلی با بیان این که قطعاً هیچ دو نفری شبیه هم نیستند، تصریح میکند: اما بحث این است که آیا رکن سوم که همان مقاومت در برابر انحصارطلبان داخلی است را در وجود خود میبیند یا نه. این برای جامعه و افکار عمومی و طرفداران آقای احمدینژاد فوقالعاده مهم است. آیا گروههای ذینفوذ مورد خطاب این نامزد در ریاست جمهوری هم هستند؟
تمام شدن گفتمان احمدینژاد اشتباه محض است! این پژوهشگر مسائل سیاسی درخصوص پیشبینی خود از آینده این گفتمان میگوید: واقعیت این است که شاید یک عده تصور میکنند که تاریخ مصرف این گفتمان تمام شده! اما این تفکر و استنباط اشتباه محض است. این گفتمان، گفتمانی است که تازه متولد شده و در واقع بعید است از جامعه حذف شود، چرا که همیشه وجود داشته است و چیزی که ریشه در جامعه دارد، به این راحتی کسی نمیتواند آن را حذف کند.
دکتر اسماعیلی با بیان این که شاید بر فرض در این انتخابات هم این گفتمان نمایندهای نداشته باشد، تصریح میکند: اما در روزهای آینده بسیاری از جریانهای مذهبی کشور، جبهه انقلاب و دوستداران انقلاب به این گفتمان نیاز پیدا خواهند کرد. نه تنها به این گفتمان که به شخص آقای احمدینژاد نیز نیاز دارند و این نیست که فکر کنیم همه چیز تمام شده است. وی به یک نکته در این خصوص اشاره میکند و میگوید: در بین نامزدهای موجود، قطعاً هیچ کدام وزنهای ندارند که بتوانند به تنهایی این سنگینی را پیدا کنند و پیروز انتخابات شوند! به نظر میرسد استفاده از گفتمانی که در بین این 8 نفر نماینده ندارد در روزهای آتی ایجاد خواهد شد.
نویسنده کتاب «شورش اشرافیت بر جمهوریت» با اشاره به کسانی که سعی در جذب آقای احمدینژاد به نفع خویش دارند، تاکید میکند: از این به بعد تحولات نوینی را شاهد خواهیم بود و آنچه را که آقای احمدینژاد گفتند مبنی بر این که صبور باشید و منتظر، واقعاً باید جبهه انقلاب با این خویشتنداری جلو برود و به آن عمل کند و نباید عجله کند و احساساتی عمل نماید. باید منتظر آرایش سیاسی روزهای آینده بود.
به نام خدای مهربان
استاد عزیزم جناب آقای انتظامی
با سلام و ادب و احترام
از این فرصت استفاده کرده ارادتم را تجدید می کنم. از وضعیتی که پیش آمد خیلی متاثر شدم. روا نیست که در پی یک عمر تلاش خاطرتان مکدر شود. برایتان سلامتی و سرزندگی آرزو می کنم و بارانی را که هم اکنون شروع به باریدن گرفته است ، به فال نیک می گیرم.
دوستدار و مشتاق دیدار
اسفندیار رحیم مشایی
شاخص اصلی تری برای ماسون زدگی و انحراف و شیطان زدگی اشخاص و جریانها وجود دارد که اگر بخواهیم به روش منحرف یابان عمل کنیم، هیچ کس در ایران به اندازه احمدی نژاد و یارانش از این اتهامات مبرا نیست و اتفاقا... بگذار نگویم.
رباخواریِ جهانی در قالب سیستم بانکداری، اگر نگوییم مهم ترین منبع قدرتِ اربابان فراماسونری بوده، یکی از مهم ترین منابع قدرت و ثروت آنها از دیرباز تاکنون بوده است.آنها که اندکی در مورد فراماسونری مطالعه کرده اند می دانند مقصود از اربابان فراماسونری چه کسانی هستند: صهیونیستهای بین المللی و آنها که با نقاب دروغین پیروی از برخی انبیاء الهی (ضمن عذرخواهی از پیروان واقعی این انبیاء و به ناچار) زرسالاران یهودی خوانده می شوند. تاریخ بانکداری که نمی توان آن را ازتاریخ رباخواری جدا دانست با صهیونیستها و اربابان فراماسونری گره خورده است. در رمانها و نمایشنامه های کلاسیک اروپایی و روسی، به کرات به چهره های رباخواری برمی خوریم که یهودی اند. در کتاب مقدس این فرقه، گرفتن ربا از غیر یهودیان نه تنها حلال است، بلکه امری توصیه شده است. در تاریخ قرون اخیر، هر جا که دستی از اربابان فراماسونری پشت صحنه بوده است، شرایط به نفع رباخواران، تغییر کرده است. با شیوع نهضت پروتستانتیسم در عالم مسیحیت که بسیاری از محققان آن را دستکاری همین اربابان در عالم مسیحیت می دانند، بر خلاف مسیحیت کاتولیک، رباخواری در اروپای غربی و آمریکا حلال شد. در دین تازه ساز بهائیت نیز که فراماسونها و اربابان آنها، نقش ویژه ای در ساخت و گسترش آن داشتند، با همین حلیت رباخواری مواجهیم.
به گفته علامه طباطبایی، صاحب تفسیر المیزان، یکی از دو گناه بزرگی که قرآن کریم بیشتر از همه منکرات با آنها مبارزه کرده است، گناه رباخواری است. در مورد اثرات شوم و شیطانی ورود دیناری ربا و پول به نزول گرفته شده در زندگی یک فرد و نیز نکبت اجتماعی آن، روایات متعددی در متون اسلامی وجود دارد.
از نقش اربابان ماسونی و خط شیطان در سیستم بانکداری و رباخواری جهانی گفتیم. در این سو اما چه خبر است؟ شعار اصلی و مشترک عدالتخواهانِ جنبش 99 درصدی از وال استریت تا آتن، حذف نظام بانکداری است. در ایران از سید جمال الدین اسد آبادی تا شهید بهشتی و شهید سیدمرتضی آوینی و امثالهم، ذات نظام بانکداری را ربوی و خطر آفرین می دانستند. نگارنده در سیاستمداران معاصر ایران، اشخاصی را سراغ ندارم که به قدر دکتر محمود احمدی نژاد و یاران نزدیکش به صورت رادیکال با نظام بانکی مخالف باشند. حجت الاسلام سقای بی ریا، مشاور سابق رئیس جمهور، زمانی در ذمی شبیه مدح گفته بود که مشایی، رباخواری را مساله ای مهمتر از معضل بدحجابی می داند. بگذار فراماسون یابانِ مدعی ولایتمداری، سخنان رهبری را در دیدار دی ماه 1389 ایشان با اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در مورد نوع ایرانیگری احمدی نژاد و مشایی، نشنیده بگیرند و با شبیه سازی ایرانیگری آنها با تئوری ماسونی باستان گرایی، «جریان موهوم انحرافی» را ماسون زده معرفی کنند. مهم این است که شاخص اصلی تری برای ماسون زدگی و انحراف و شیطان زدگی اشخاص و جریانها وجود دارد که اگر بخواهیم به روش منحرف یابان عمل کنیم، هیچ کس در ایران به اندازه احمدی نژاد و یارانش از این اتهامات مبرا نیست و اتفاقا... بگذار نگویم. حسن ختام این یادداشت را بخشی از سخنرانی بازتاب نیافته دکترمحمود احمدی نژاد قرار می دهم در تاریخ 25 بهمن 1390 که در همایش مشاوران جوان رئیس جمهوری ایراد شده است:
«سیستم بانکداری که الان وجود دارد از کجا آمده است؟
بعد از عروج حضرت عیسی علیه السلام، کلیسا و روحانیت مسیحیت درست شد... از همان موقع، بازار پول و سکه، دست یک عده که من بهشان می گویم صهیونیست بود. اینها رباخواری می کردند. همیشه با کلیسا دعوا داشتند. کلیسا هیچ گاه اقدامات اینها را تایید نکرد. می گفت شما رباخوارید. اینها هی می رفتند چانه می زدند، شکل کارشان را عوض می کردند، روابط کارشان را عوض می کردند، می بردند از کلیسا تاییدیه بگیرند، اما کلیسا تاییدیه نمی داد. کلیسا می گفت این ربا است. بر خلاف آیین مسیح است. بر خلاف حکم خدا است.
اینهایی که پول دستشان است یک سلسله اند؛ خانواده در خانواده، فرزند در فرزند، نسل در نسل. در دنیا در اقلیت هستند ولی شناخته شده اند. حدود پانصد سال پیش، اینها آمدند یک کلک سوار کردند. آمدند بانک را تعریف کردند. پول کاغذی را به عنوان رسیدِ سپرده تعریف کردند، یک جلوه ای دادند و رفتند مدتی طولانی با کلیسا مذاکره کردند. اینهایی که می گویم همه اش مستند است. بالاخره، مجوز مبانی و عملکردِ سیستم بانکی امروزی دنیا را از کلیسا گرفتند. بعد، این خانواده بزرگ... به عنوان یک پیروزی عظیم تاریخی، جشن گرفتند. گفتند کلاهی سر کلیسا گذاشتیم که تا هزار سال دیگر متوجه نخواهد شد.
سلام و درود خدا بر بزرگان ما! بر «سید جمال»! 120 سال پیش فهمید. آن بانک اول، بانک غربی می خواست به ایران بیاید، سید جمال نامه نوشت به «میرزای بزرگ»، آن عالم عظیمی که جنبش تنباکو را با یک خط در این کشور برپا کرد و کمر استعمار پیر را شکست. نوشت آقا، حواست باشد، دارند یک چیزی به ایران می آورند که دیگر کشور را و ایران را نابود خواهد کرد. عبارات جالبی به کار می برَد. می گوید: «البانک! و ما ادریک ما البانک!» نمی دانی چیست!
این چیزی که در دنیا هست یک بانکی است که عمیقا ربوی است. خوب بعد از انقلاب ما گفتیم اسلامی اش کنیم. یک قانون نوشته شد به نام «عملیات بانکی بدون ربا». الان وقتش است، بچه هایی که مشاور جوان هستند، در سیستم بانکی، بیایند بنشینند، عالمان را دعوت کنند، بگویند آقا بیایید این بازه 25، 26 سال را یک ارزیابی کنیم، ببینیم آیا بانکداری بدون ربا عملیاتی شد، یا آن سیستم بانکی، خودش را بر این تعاریف و بر این خواسته ها تحمیل کرد؟ یکی از عوامل اصلی بی عدالتی و توزیع نابرابر ثروت عمومی، سیستم بانکی است… »
«ما باید وضعیتی را به وجود بیاوریم که در آن، بودن با احمدی نژاد به یک ننگ تبدیل شود. او یک دیکتاتور است. او یک قاتل است. او یک تروریست است… او تقریبا به عنوان یک قهرمان فرهنگی پذیرفته شده است. چنین وضعیتی مایه شرمساری است. ما باید ارزشهایمان را تقویت کنیم. باید اهمیت شرمسار بودن را برگردانیم.»
شیمون پرز، در گفتگو با شبکه تلویزیونی فاکس نیوز، نیویورک، ۲ مهر ۱۳۸۹:
«ما باید وضعیتی را به وجود بیاوریم که در آن، بودن با احمدی نژاد به یک ننگ تبدیل شود. او یک دیکتاتور است. او یک قاتل است. او یک تروریست است… او تقریبا به عنوان یک قهرمان فرهنگی پذیرفته شده است. چنین وضعیتی مایه شرمساری است. ما باید ارزشهایمان را تقویت کنیم. باید اهمیت شرمسار بودن را برگردانیم.»
رئیس رژیم صهیونیستی وقتی این جملات را به زبان می آورد، خوابش را هم نمی دید که خیلی زود، کسانی در ایران به خواسته اش جامه عمل بپوشانند و وضعیتی به وجود بیاورند که در سایه آن، صدای آمریکا (VOA) بتواند مدعی شود: «احمدی نژاد امسال (سال ۱۳۹۰) به عنوان خودش در سازمان ملل حضور دارد، نه به عنوان نماینده جمهوری اسلامی!»
تبریک می گویم به همه کسانی که شرایطی به وجود آورده اند که بودن در کنار احمدی نژاد برابر شود با تحمل برچسب انحراف.
تبریک می گویم به آنها که در خطبه های نماز جمعه شان، کوچکترین اشاره ای به نطق انقلابی احمدی نژاد در اجلاسِ ۱۳۹۰ سازمان ملل نکردند و با این کارشان به ادعای صدای آمریکا مهر تایید زدند.
تبریک می گویم به آنها که هر جدا شده ای از دولت احمدی نژاد را مخالف جریان انحرافی معرفی می کنند و کم و بیش هر عضوِ جدیدِ دولتِ احمدی نژاد را گزینه جریان انحرافی می خوانند و به زبان دیگر، بودن با احمدی نژاد را «انحراف» و منکر معرفی می کنند.
تبریک می گویم به آنها که حمایت از احمدی نژاد را آنقدر ننگ و زشت می دانند که تحمل وجود حتی یک سایتِ حامی احمدی نژاد را در اینترنت ندارند و اگر زورشان برسد تنها روزنامه دولت (ایران) را هم تعطیل خواهند کرد.
تبریک می گویم به همه رسانه های مدعی ولایتی که دفاعیه های جانانه و هر چند وقت یک بار احمدی نژاد از نظریه «ولایت فقیه» را بازتاب نمی دهند تا انگاره «ضد ولایت فقیه بودن احمدی نژاد» در اذهان جا بیفتد.
تبریک می گویم به همه آنها که شرایطی را به وجود آورده اند که در سایه آن، هر کاندیدایی و هر لیستی در انتخابات پیش روی مجلس، اگر بخواهد از نام و عکس احمدی نژاد در تبلیغاتش استفاده کند، پیشاپیش می داند که به انحراف متهم خواهد شد.
برادرم تازه از سفر زیارتی عتبات عالیات برگشته است. می گفت روحانی کاروانشان معتقد بوده است، دشمن اصلی و خطرناکِ ایران و جمهوری اسلامی، نه آمریکا است، نه اسرائیل، نه انگلیس، نه عربستان سعودی، نه ضدانقلاب خارجی. بلکه در حال حاضر، خطرناکترین دشمن، احمدی نژاد و مشایی هستند!
خدایا حالم دارد از این جماعت به هم می خورد!
لینک مرتبط: باریکلا به بصیرت رئیس جمهور اسرائیل (شیمون پرز: احمدی نژاد فکر می کند یک پیامبر است)
افزونه: تو را به خدا سعه صدر حضرات را داشته باشید! زده اند این پست وبلاگ را فیلتر کرده اند:
استمداد کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه از کاربران اینترنت
باز خدا را شکر و گلی به گوشه جمالشان که نزده اند کل وبلاگ را فیلتر کنند!