پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
افتضاحی دیگر برای اقتدارگرایان
نوشته شده در یک شنبه 14 آبان 1391
بازدید : 440
نویسنده : حسین
در مورد مسئله حجاب در این چند سال صحبتها فراوان زده شد.فتواهایی صادر شد.افاده هایی نمایان شد.تهمت هایی زده شد. اما امروز روسیاهی برای چه کسانی ماند؟

زمانی که احمدی نژاد در مورد گشت ارشاد و مباحث حجاب و عفاف نظرهایی منطبق با معیارهای اسلامی داد، آه و فغان عده ای به هوا بلند شد که " وا مصیبتا اسلام از دست رفت! رییس جمهور لیبرال شده، نظرات انحرافی در مورد حجاب و ......

خاتمی: برای حل مسأله حجاب باید خون ریخته شود!

علم الهدی: سخنان احمدی نژاد به هیچ وجه درست نیست! چطور از کنار اندام کثافت بار یک بد حجاب عبور می کنید؟

مطهری: احمدی نژاد به فکر تأسیس کاباره و کلوب شبانه باشد!

احمد جنتی: هیچ عقل و دینی حرف های احمدی نژاد را تایید نمی کند! / با رویکرد آرام و فرهنگی دیگر نمی توان این معضل را حل کرد!

 

با این اوصاف ، رهبر انقلاب که بارها و بارها مواضعشان در مورد  حجاب و عفاف را به سادگی و روشنی بیان داشتند، در جمع روحانیون خراسان شمالی بار دیگر به این دوستان ولایتمدار ابراز داشتند:

«ممکن است ظاهر زننده‌ای داشته باشد. بعضی از همین‌هایی که در استقبال امروز بودند و شما - هم جناب آقای مهمان‌نواز، هم بقیه‌ آقایان - الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانم‌هایی بودند که در عرف معمولی به آنها می‌گویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد می‌ریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ به این اهداف و آرمان‌هاست. او یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقص‌های این حقیر باطن است؛ نمی‌بینند. «گفتا شیخا هر آنچه گویی هستم / آیا تو چنان که می‌نمایی هستی؟». ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید.
البته انسان نهی از منکر هم می‌کند؛ نهی از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت... آقای فرجام در مورد لباس روحانیت تذکر خوبی دادند. آنهایی که درسشان یک قدری پیش رفته، لباس روحانیت بپوشند اما بدانند لباس طلبگی پوشیدن، بار سنگینی است. این عمامه‌ چند سیری که شما روی سرت می‌گذاری، خیلی سنگین است. به مجردی که دیدند شما عمامه داری، سیل سؤال و اشکال و اینها وارد می‌شود.
اگر آنچه که نمی‌دانی، گفتی نمی‌دانم، بعد رفتی آن را تحقیق کردی و دانستی و احیاناً آمدی به او گفتی، این خوب است اما اگر آنچه که نمی‌دانی، به شکل غلط جواب دادی یا چون نمی‌دانستی، عصبانی شدی که چرا این را از من سؤال کرد، این دیگر خوب نیست. اگر بناست آدم اینجور باشد، نبودن بهتر است.»

اگر چه در این چند سال ثابت شده که دوستان اقتدار گرای ولایتمدار این شعارشان در حد حرف است و در عمل ولایتمداری را با عیار خودشان می سنجند ، اما راه بازگشتی هم وجود دارد و ما به آنها میگوییم:

مگر احمدی نژاد چه گفته بود که آنگونه برآشفتید؟ / آیا زمان عذرخواهی فرا نرسیده است؟

 

برای روشنگری بیشتر اینجا را کلیک کنید

برگرفته از شبکه ایران

 

هیچ تفاوتی میان دیدگاه رهبری و رئیس جمهور در حوزه حجاب وجود ندارد / نگاه تکفیری و تحجرزده به عرصه فرهنگ جایگاهی بین مردم ندارد

 


:: موضوعات مرتبط: جامعه , ,
:: برچسب‌ها: عدالت ,



چرا برخی خودمانی ها آلزایمر گرفتند؟
نوشته شده در یک شنبه 14 آبان 1391
بازدید : 396
نویسنده : حسین
سردار سعید قاسمی:

این دوره (دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد) خون دل خوردیم. هیچ دوره‌ای به اندازه این دوره به قول دوست و دشمن آقا خودش را به طور تمام و کامل خرج نکرد.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910715000089

 

روی سخنم فقط با حاج سعید نیست بلکه با همه طرفداران و موافقان سخنان ایشان است.با کسانی است که حرف رهبر انقلاب را گوش نمی دهند یا به زعم خودشان ترجمه میکنند

برادران ارزشی!

۱- خون دل خوردن های دوره اصلاحات یادتان رفته است.آن زمانی که روزانه ۱ شبهه در دین وارد میشد، به اسم گفتگوی تمدنها آبراهام لینکل را شهید خواندند، آمریکا صاحب فرهنگ چند هزار ساله شد،فاتحه فرهنگ کشور خوانده شد ، رزمندگان و یادگاران و همسنگرانتان را خشونت طلب خواندند و ... را یادتان رفت؟

۲- در برابر ابرقدرتها ایستادن، هولوکاست را زیر سوال بردن،۱۱ سپتامبر را مشکوک خواندن، یاد شهدا را زنده کردن، به خانواده شهدا بعد از ۱۶ سال از خاتمه جنگ مدال ایثار دادن، مردمی بودن، آرمانهای انقلاب را زنده کردن و .... این دوران را به همین زودی فراموش کرده اید؟

۳- سخن آقا در مورد این دولت هنوز به چهل روز نرسیده که این چنین شمشیر بسته اید و از بیخ در حال زدن هستید.یک بار این فرمایشات را مرور کن

۴- به این دولت انتقاد وارد است اما نه به این غلیظی که میگویید.

۵- راست می تازد ، چپ می تازد، هیلاری کلینتون و رفقایش هم روی موج دوستانتان خوش رقصی میکنند. آیا نباید به قول آقا روح الله به مواضعتان شک کنید؟

احمدی نژاد همان حرفی را در مورد رابطه با آمریکا زد که امام و رهبر هم گفته اند ولی حالا چون احمدی نژاد گفته بد است. جاسبی هم به نظر من آدم خوبی نیست ولی آیا به حکم رهبری عضو شورای انقلاب فرهنگی نیست؟آیا با همین حکم هاشمی رفسنجانی رییس مجمع نیست؟

برادر من! به قول فرمایش خودت خطاب به مداحان وقتی که داری می کوبی بدان که کجا را میزنی و تبعات آن را اول به یاد بیار و آن موقع اگر عقلت گفت از بیخ بزن.

فاعتبروا یا اولی الابصار......


:: موضوعات مرتبط: جامعه , ,
:: برچسب‌ها: سعید قاسمی , سردار قاسمی ,



راس امور
نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391
بازدید : 398
نویسنده : حسین

چه کسی در راس امور است؟

بحث بر سر اینکه چه کسی در راس امور باشد را باید با این سوالات شروع کرد که معیار برای در راس  بودن چیست ؟ ، راس امور توسط چه کسانی انتخاب می شود؟ و ما از چه دیدگاهی به این قضیه نگاه می کنیم؟ ، در نظام مردم سالاری دینی طبق فرموده امام روح الله(ره) میزان رای ملت است یعنی میزان برای در راس بودن مردم می باشند و آنان تعیین کنندگان راس امورند  ؛اصل 56 قانون اساسی در این مورد می گویدحاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است . هیچکس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد می آید اعمال می کند.» حال باید پرسید که در میان قوای سه گانه کدام قوه از درجه مردمسالاری بالاتری برخوردار است که طبق اصل بالا آن را در راس امور بدانیم

. قوه قضاییه بوسیله رای مستقیم مردم انتخاب نمی شود  لیکن  از موضوع بحث ما خارج است لیکن قطعا قوه قضاییه در راس امور نیست.

حال بحث را در مورد مجلس و دولت آغاز می کنیم

قبل از شروع باید  ابزارها برای اندازه گیری  درجه مردمسالاری یک نهاد مشخص شود موارد زیر مطمئنا معیاری مناسب در این امر است

نهادی که مستقیما توسط رای مردم انتخاب می شود از درجه مردمسالاری بیشتری نسبت به نهادی که با واسطه توسط رای مردم انتخاب می شود برخوردار است. فرضا در یک شهر مردم مستقیما شورای شهر را انتخاب می کنند و شورای شهر شهردار را لیکن این شورای شهر است که بر شهرداری نظارت می کند نه برعکس.

نهادی که همه کشور به او رای می دهند نیز درجه مردمسالاری بیشتری نسبت به نهادی که اعضای یک شهر یا یک منطقه به آن رای می دهند دارد ، به عنوان مثال، هر کدام از  نمایندگان مجلس ، شورای شهر و مجلس خبرگان  فقط از رای مردم شهر خود برخوردارند نه رای همه مردم کشور ؛ در این بین رئیس جمهور تنها کسی است که از رای قاطع همه مردم برخوردار است.

البته می توانیم  در راس بودن را به میزان مسئولیت یک نهاد یعنی به میزانی که یک نهاد اختیار دارد و از آن ها  مورد سوال قرار میگیرد مرتبط سازیم که در این صورت نیز قانون اساسی مسائل را روشن می کند

رئیس جمهور که طبق که اصل 117 قانون اساسی با رای اکثریت مطلق آراء انتخاب می شود طبق اصل 113 بعد از رهبری عالی ترین مقام رسمی کشور است ؛اصل 113 در این مورد می گویدپس از مقام رهبری رئیس جمهور عالی ترین مقامرسمی کشور است ومسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که به رهبری مربوط می شود، بر عهده دارد

لکن رئیس جمهور به عنوان کسی که با رای اکثریت و مستقیم مردم انتخاب می شود حق نظارت بر مجلس ، قوه قضاییه، صدا و سیما ،سپاه پاسداران ،بنیاد مستضعفان ، آستان قدس رضوی و ... را دارد.

به امید ظهور امام مهدی (ع) که در همین نزدیکی است.....


:: موضوعات مرتبط: جامعه , ,
:: برچسب‌ها: احمدی دلاور , احمدی نژاد ,



منصور ارضی یا منصور وحشی
نوشته شده در دو شنبه 8 آبان 1391
بازدید : 457
نویسنده : حسین

منصور ارضی یا منصور وحشی

در تمام شهر حتی یک نفر        نیست از این زاهدان منفورتر

چند روزی از دادگاه منصور ارضی نگذشته بود که وی در مراسم روز عرفه، دوباره فریاد فحاشی را علیه مهندس مشایی سر داد ؛ این بار وی مشایی را یک یهودی زاده و ولد زنا خطاب کرد ، البته شب قبل از این مراسم  ، صدا وسیمای آقای ضرقامی، با زیرنویس های متعدد مردم را به حضور در این مراسم دعوت کرد ، از آقای ضرقامی باید پرسید اگر کسی این گونه  اتهامات را به وی وارد می ساخت آیا باز هم تبلیغ مراسمش از تلویزیون پخش می شد

حکایت منصور ارضی بسیار شبیه نجاشی شاعری است که در مدح علی(ع) شعر می گفت ولی بعد ها به خاطر عدم تحمل عدالت علی به معاویه پیوست 

حکایت منصور ارضی بسیار شبیه شعبان بی مخی است که در زمین انگلیسی ها بازی کرد و چهره  ای منفور از خود به جای گذاشت

به برخی از دوستان طرفدارمنصور ارضی  باید گفت که یا شما  دروغ و تهمت را حق می دانید و یا گرفتار حماقتی عظیم شده اید که عیسی (ع) با آن همه شفادادن هایش هم نتوانست این بیماری لاعلاج (حماقت) را درمان کند.

ای کسانی که نفس منصور ارضی دوانقی را حق می دانید ارزش صحبت های منصور بی مخ ارضی از  باد معده ای که از مقعد الاغی در می آید پایین تر و پست تر است. یا بهتر است بگویم ارزش آن الاغ از منصور ارضی بیشتر است ؛ احتمالا دوستداران منصور بی مخ با خواندن مطالب بالا رگ غیرت، البته بهتر است بگوییم رگ حماقتشان بالا می زند، که باید از عقل های تعطیلشان پرسید ان وقتی که منصور وحشی هر مزخرفی می گوید ساکت می نشینید ولی زمانی که به این دیوانه  اعتراض می کنیم زوزه می کشید

به همه دوستان پیشنهاد می دهم برای جلوگیری از اقدامات این جانی ، پولی روی هم گذاشته تا قفسی بخریم و این وحشی را در آن بیندازیم تا از خطرات این انگل کاسته شود

در حالی که حامیان رئیس جمهور در بندند و سایت هایشان فیلتر می شود قوه  قضاییه هیچ برخوردی با این عربده کش نمی کند ، امیدواریم  نیروی انتظامی در طرح برخورد با اراذل و اوباش ، فکری به حال منصور بی مخ و دوستانش بکند که البته چشممان از این نیز آب نمی خورد

به قول حافظ

 واعظان کین جلوه بر محراب و منبر می کنند    چون به خلوت می رسند آن کار دیگر می کنند

البته منصور ارضی بی حیایی را از جای خلوت گذرانده و علنا در گناه غوطه می خورد

به امید ظهور امام مهدی(ع) که در همین نزدیکی است.....


:: موضوعات مرتبط: جامعه , ,
:: برچسب‌ها: قباحت , مداح ,



طنز/رویای ضرغامی اینه: دنیای بی کینه!
نوشته شده در دو شنبه 8 آبان 1391
بازدید : 468
نویسنده : حسین



دوستی می گفت با این همه سوژه ای که مسئولین در طول روز تولید می کنند شما طنزنویسان نباید کار سختی داشته باشید. گفتم اینطور نیست، مشکل اینجاست که آنها خیلی بامزه تر از ما هستند و ما در مقابل ایشان احساس ضعف می کنیم. دوست دیگری که نمی خواست نامش فاش شود گفت نخیر! بامزه تر نیستند! فقط آنها می توانند هرچه می خواهند بگویند ولی دست ما در نوشتن باز نیست.

 

راست هم می گفت بنده خدا. برای نمونه امروز در خبرها خواندم آقای عزت ضرغامی که برای اجلاس اتحادیه رادیو و تلویزیون آسیا به کره جنوبی سفر کرده گفته که «دوران سانسور و جلوگیری از نشر اطلاعات سر آمده». خب اگر یک موقعی این حرف ها از زبان امثال ما خارج می شد چه اتفاقی می افتاد؟ ابتدا منشاء مان را پیدا می کردند!

 

یعنی بر همگان معلوم می شد که نژادمان در اصل انگلیسی-امریکایی است و سالهاست با حمایت های جورج سوروس و این تلیجنت سرویس و اون تلیجنت سرویس مشغول هتاکی هستیم و بعدش هم اسممان را می گذاشتند آیدین به اصطلاح سیار یا سیار به اصطلاح سریع! با این اوصاف بهتر است ما اصلا حرفی نزنیم و توجه شما را به سخنرانی جنجالی آقای ضرغامی در اجلاس رادیو و تلویزیون های آسیا و اقیانوسیه گوش جلب کنیم:

 

دوستان! عزیزان! برادران! خواهران! چقدر بگوییم دوران سانسور و جلوگیری از نشر اطلاعات سر آمده است؟ چرا نمی فهمید؟ عمق فاجعه زیاد است. مثلا در کشور ترینیداد و توباگو پارازیت های متعددی که بر روی شبکه های ماهواره ای انداخته می شود ولی مردم این کشور همچنان برنامه های مورد علاقه ی خودشان را نگاه می کنند و در مقابل تهدیدها ایستاده اند. این ملت مظلوم ترینیداد و توباگو مگر چه گناهی کرده اند که هر روز با هجوم امواج پارازیت روبرو می شوند؟ (اوه اوه حاضران در سالن)

 

در اینجا ضرغامی کمی مکث می کند و نگاهی به برگه ای که در دست راستش قرار دارد می اندازد و در حالی که بغض گلویش را گرفته ادامه می دهد: بعضی کشورها هم هستند که حالا من نمی خواهم نام ببرم ولی این کشور ها اینترنت ندارند، فیلترنت دارند! همه ی سایت ها فیلتر است، دوست فیلتر، دشمن فیلتر! بازتاب فیلتر! حتی در کشور سومالی شرقی دیده شده که در بعضی مواقع گوگل و جی میل را هم فیلتر می کنند! ای سومالی شرقی! رحم کن به این مردم بدبخت... (صدای هق هق و ضجه ی رئیس اتحادیه بعنوان صدای بک گراند).

 

ضرغامی در ادامه: بگذارید اطلاعات به صورت آزاد به دست مردم برسد. مردم خودشان خوب را از بد تشخیص می دهند... بگذارید مردم نفس راحت بکشند! ضرغامی به سخنرانی رضایت نمی دهد و شروع می کند به شلوغ کردن و سر دادن شعار علیه سومالی و ترینیداد: زنده باد گردش اطلاعات...

 

زنده باد فناوری و ارتباطات! حضار هم کم کم همراه شده اند و دارند شعارها را تکرار می کنند. ولی انگار کنترل از دست مسئولین خارج شده و آقای ضرغامی دارد می خواند: رویای من اینه دنیای بی کینه...دنیای بی کینه رویای من اینه!

 

چند نفر می پرند وسط و رئیس تلویزیون را از برق می کشند و چهار نفر هم ایشان را به بیرون از سالن راهنمایی می کنند و خلاصه به خیر می گذرد! جا دارد به عنوان حسن ختام از همه ی مسئولان عاجزانه تقاضا کنم که از گفتن جملات منطقی خودداری کرده و اینقدر ما را اذیت نکنند! اصلا عادت نداریم حرف های دلمان را از زبان مسئولان بشنویم، حساس شده ایم! به جان یوگی و دوستانش کهیر می زنیم وقتی این چیزها به گوشمان می خورد!


:: موضوعات مرتبط: جامعه , ,
:: برچسب‌ها: ضرغامی , دنیای بی کینه ,



قدرت در قضاوت ، تناقض در عمل !!!
نوشته شده در جمعه 5 آبان 1391
بازدید : 442
نویسنده : حسین
حدود 2 سال پیش بعد از اتمام ریاست ایت الله شاهرودی از قوه ی قضاییه خبر آمد که ایت الله املی لاریجانی برای این سمت بر گزیده  شده اند . تا حدودی جای خوشحالی بود که عالمی جوانتر و پر انرزی تر در جایگاه مقام ریاست این قوه قرار گرفته اند ، و مواضع ابتدایی ایشان در مورد برخورد با خواص فتنه گر و همچنین مقابله با مفاسد اقتصادی موجی از خوشحالی را در بین مردم متدین و انقلابی ایجاد کرد . البته دیری نپایید که خبری از برخورد با سران فتنه دیده نشد و در سوالی از ایشان که از زمان برخورد با سران فتنه پرسیده شده بود  ، جوابشان این بود که چگونگی و زمان برخورد با سران فتنه با فرمان رهبری است و ایشان هستند که تصمیم گیرنده ی اصلی این موضوع هستند! . در واقع با این صحبت جناب ایت الله لاریجانی هم توپ را به زمین رهبری انداخته و مسئولیت محاکمه ی فتنه گران را از دوش خود برداشته و همچنین اینطور وانمود شد که قوه ی قضاییه از استقلال کافی برخوردار نیست !!که البته بنده اصلا لزومی در تفسیر بیشتر در مورد این موضوع را ندارم. 

 بعد از مدتی فایل تصویری برخورد غیر اخلاقی  و توهین امیز یک جوان با فرزند هاشمی در فضای اینترنت منتشر شد ، و در فاصله ی کوتاهی ایت الله لاریجانی در مقابل دوربین تلویزیون قرار گرفت  و با عصبانیتی وصف ناپذیر توهین به مسئولین و خانواده هایشان را تقبیح کرده و تهدید به حد کردند !. البته این حرکت بخاطر حساسیت ریاست قوه ی قضاییه و تهدید به اجرای شرع اسلام بخاطر توهین به مسئولین ، منطقی بوده و جای بسی خوشحالی داشت .
ولی مسئله ای که در این 2 سال ذهن این حقیر را ازار میدهد و تبدیل به یک معمای لاینحل شده این است که شخصی که به هاشمی رفسنجانی و فرزندش توهین کرده بود سریعا بازداشت شد (البته از چند و چون ادامه ی این ماجرا اطلاع خاصی ندارم) در حالیکه رییس جمهور محترم و اطرافیان ایشان در این مدت بارها در معرض شدیدترین توهین ها و فحاشیهای باور نکردنی قرار گرفتند لیکن  قوه ی قضاییه هیچ عکس العملی درباره ی این موضوع نشان نداد و مهر سکوت بر لبان خود زد .

شاید از نظر ریاست محترم قوه ی قضاییه مسئولین کشوری با هم تفاوت ملیتی دارند و شاید نوع هتاکی های نسبت داده شده به رییس جمهور و اطرافیانشان خیلی بیراه نبوده !!!و شاید هم این دشنام ها از نوع توهین و فحاشی  تعبیر نمیشده !!

البته لازم نیست توهینهای وارده را عینا ذکر کنم ، لذا عنوان بعضی از انان شاید چگونگی اجرای شرع اسلام را به شما یاداوری کند .

از شما میپرسم جناب ایت الله ، که ایراد الفاظی همچون ، فرعون ، بی شرم ، یهودی امت ، عامل نفوذی ، ....زاده ،افسارگسیخته ، حرام ..... ،عو...ت احمدی نژاد و  ..............هیچ حجتی برای اثبات  فحاشی و توهین به افراد نیست ؟؟!

آیا رییس جمهور و رییس دفتر ایشان اگر هم مسئولیتی نداشتند ، یک شهروند ایرانی تلقی نمیشدند ؟؟! 

آیا این نقض اجرای حکم شرع اسلام در جمهوری اسلامی نیست ؟؟

آیا این خود تشویق افرادی نیست که بدون واهمه فضای بازی برای توهین به مسئولین برای خود تصور کنند ؟؟

ای کاش عصبانیت شما را در قبال توهین به همه ی مسئولین  میدیدیم ............

ای کاش.........

:: موضوعات مرتبط: جامعه , ,
:: برچسب‌ها: قوه قضاییه ,



بازدید : 448
نویسنده : حسین

به گزارش وبلاگ افسران جنگ سایبری و به نقل از فارس، روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال در گزارشی با اشاره به برگزاری شانزدهمین دوره اجلاس غیرمتعهدها در تهران، از سیاست خارجی دولت باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا که نتوانست مانع از حضور دبیر کل سازمان ملل در ایران شود، به شدت انتقاد کرد.

این روزنامه آمریکایی عدم موفقیت دولت اوباما در ممانعت از حضور «بان‌کی‌مون»، دبیر کل سازمان ملل در تهران را موردی دانست که «ماهیت رویکرد دولت اوباما به سیاست خارجی و میزان نابخردانه بودن آن» را نشان می‌دهد.

وال‌استریت ژورنال به درخواست دولت اوباما از دبیرکل سازمان ملل برای عدم سفر به تهران اشاره کرد و نوشت: علی‌رغم این، بان‌کی‌مون تصمیم گرفت در ایران حضور پیدا کند.

وال‌استریت ژورنال افزود: البته ممکن است سفر دبیرکل سازمان ملل بتواند اثراتی بر روی رهبران ایران از لحاظ مسائل هسته‌ای و یا تهدیدها علیه اسرائیل داشته باشد. این روزنامه افزود: «علی‌رغم این، نمی‌توان از نکته محوری این کشمکش غافل ماند؛ در مسابقه محبوبیت جهانی بین باراک اوباما و [آیت ا...] خامنه‌ای، رهبر ایران برنده شد».

این گزارش در ادامه احتمال برقراری روابط اثربخش بین مصر و ایران به خاطر حضور «محمد مرسی» را از جمله برگ برنده‌های دیگر ایران در این اجلاس دانست.

وال‌استریت ژورنال در پایان تصریح کرد: برگزاری اجلاس غیرمتعهدها در تهران این نکته را نیز به رئیس جمهور آمریکا گوشزد می‌کند که سیاست خارجی وی در قبال پرونده هسته‌ای ایران، سیاستی شکست خورده بوده است.

این روزنامه آمریکایی در پایان می‌نویسد: از زمان جیمی کارتر هیچ رئیس جمهوری تا این حد سرزنش نشده بود.


:: موضوعات مرتبط: جامعه , ,
:: برچسب‌ها: محبوبیت , رهبر عزیز ایران ,



آیا شما هم عاشق هستید؟!
نوشته شده در دو شنبه 17 مهر 1391
بازدید : 473
نویسنده : حسین

ملاک راستی آزمایی عشق به خدا  


خیلی‌ها مدعی هستند که عشق آفریدگارشان را در دل می‌پرورانند و محبوب‌ترین موجود عالم در پیشگاهشان هموست. اما این ادعا هنگامی قابل پذیرش است که مدعی بتواند در آزمون عاشقی نمره قبولی ارائه دهد و عشق خود را در میدان عمل به اثبات برساند.


دست عاشق

آزمون عاشقی برای خود ملاک ها و معیارهای خاصی دارد که می تواند راستی ادعای مدعیان را نمایش دهد و عیار عشق آنها را روشن سازد. بی شک یکی از بهترین ملاک های راستی آزمایی عاشقی، «چشم بستن از لذات و خوشی های زندگی» است که می تواند مصادیق گوناگونی داشته باشد.

کسی که حاضر است از خود بگذرد و لذاتش را فدای محبوب کند، قطعا لذتی بالاتر در خود یافته است و شیرینی عشق را با تمام وجودش چشیده است. اما برای خودآزمایی عشق خود به پروردگارمان با کدام یک از لذایذ شروع کنیم و کدامیک از آنها را در بوته آزمایش قرار دهیم؟ در میان این همه لذات و خوشی هایی که برای انسان فراهم است کدامیک می تواند جلوه ای از تمامی لذات باشد و ملاکی شایسته برای راستی آزمایی عشق ما به حضرت دوست قرار گیرد؟

در روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده ملاکی بسیار جالب بیان گردیده است. امام ششم در این روایت چنین می فرماید:

خداوند متعال در مناجات خود با موسی علیه السلام چنین فرمود: «ای فرزند عمران! دروغ می گوید آن كس كه به گمانش مرا دوست دارد اما چون شب فرا رسد می خوابد و چشم از عبادت من فرو می بندد. مگر نه این است كه هر دلداده اى دوست دارد با دلدار خود خلوت كند؟!

هان! اى پسر عمران، من از حال دوستداران خود آگاهم. هنگامی که سیاهی شب فراگیر می شود، دیده دلشان را می گشایم و كیفرم را در برابر چشمانشان مجسم می كنم و آنها چنان که گویی مرا می بینند با من سخن مى گویند.»

آری، عشق اگر باشد خواب را از چشمان می رباید و انگیزه ای تازه در دل ایجاد می کند. اگر راست می گوییم که عاشق اوییم باید در هنگامه ای که هیچ دیده ای جز دیدگان تیزبین او ما را نمی پاید دیده بگشاییم و در خلوت شبانه با او سخن عاشقانه بگوییم.

شب زنده داری نشانه ای برای بندگان ویژه خدا

شب، هنگامه خواب و استراحت است و کمتر کسی حاضر می شود، خواب ناز را بر چیز دیگری ترجیح دهد و گرمای رختخواب را رها کند. مخصوصا هر چه که شب، رو به صبح می رود، خواب آلودگی انسان بیشتر می شود و جدایی از رختخواب سخت تر.

با این وجود گویا که این تنها حرارت عشق است که می تواند بر گرمای رختخواب پیروز شود و انسان را از جای گرم و نرمش جدا نماید. مادری که نیمه شب، از خواب نازش می گذرد و به کودک شیرخوارش رسیدگی می کند، پدری که علی رقم خستگی فراوان روز، با دیدن بدن تب دار فرزندش به تلاطم می افتد و خواب از چشمانش رخت بر می بندد، پزشکی که در نیمه شب برای مداوای یک بیمار اورژانسی شتابان به سوی بیمارستان می رود، آتش نشانی که برای نجات یک خانواده محصور در آتش به سرعت از جا برمی خیزد، تنها با حرارت پرشور محبت است که چنین می کند.

دعا

عشق به پروردگار نیز عاشقان حقیقی خدا را در نیمه های شب از جا می کَند و به عبادت شبانه مشغول می کند. به همین خاطر است که قرآن یکی از ویژگی های بندگان خاص خود را شب زنده داری معرفی می کند. عاشق، همیشه در پی موقعیتی مناسب است تا با معشوق خود خلوت کند و زمانی شایسته را برای گفتگو با او اختصاص دهد و دلدادگی اش را به او ابراز نماید.

خداوند در آیات پایانی سوره مبارکه فرقان، دوازده نشانه برای بندگان ویژه خود عنوان داشته که شب زنده داری یکی از آنها است. در آیه 64 این سوره می خوانیم که:

وَ الَّذینَ یَبیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِیاماً.

(بندگان ویژه خدای رحمان) كسانى هستند كه در حال سجده و قیام براى پروردگارشان، شب زنده دارى می كنند.

امیر مومنان علی علیه السلام نیز یکی از ویژگی های پرهیزکاران را چنین برمی شمرد:

«اما اللیل فصافون اقدامهم» (نهج البلاغه، خطبه 193 معروف به خطبه همّام)

آنان شب ها در حال قیام و شب زنده دارى اند.

آری، پای حرارت عشق که به میان آمد دیگر هیچ حرارتی نمی تواند به گرد پای آن برسد و دمایی همانند آن داشته باشد. گرمای رختخواب مست کننده و لذت بخش است اما خوش تر از یاد خدا و مناجات با او نیست.

جالب اینجا است که این آیه شریفه «تداوم در عبادت شبانه» و «اصرار بر شب زنده داری» را نشانه ای برای بندگان ویژه پروردگار می داند. (فعل مضارع «یَبِیتُونَ» نشانه استمرار است)

البته باید توجه داشت که شب زنده داری به معنای عبادت تمامی ساعات شب نیست بلکه مناجات و عبادت در بخشی از شب نیز ما را شامل این آیه خواهد کرد و مصداقی از بندگان خاص خدا خواهد نمود.

اما شب، چه ویژگی خاصی دارد که خداوند عبادت شبانه را نشانه بندگان خاص خود برمی شمرد؟

1ـ فضای آرامی که بر شب حکم فرما است خلوت میان عاشق و معشوق را فراهم می کند و رابطه میان بنده و محبوب را دل پذیر و مستحکم تر می نماید.

2ـ آرامش حاکم بر شب تمرکز آفرین است و بر بهره وری این رابطه می افزاید.

3ـ تاریکی شب جایی برای ریا و تظاهر باقی نمی گذارد.

4ـ آزمون شبانه سخت تر از آزمون روزانه است. چرا که گذر از لذایذ شبانه سخت تر از عبور از لذایذ روزانه به نظر می آید. آرامش و لذتی که در خوش گذرانی های شبانه وجود دارد در نوع روزانه اش کمتر دیده می شود. برای نمونه همه می دانند که خواب شب با خواب روز قابل مقایسه نیست و لذتش بسیار بیشتر از آن است.

خداوندا! لذت عبادت شبانه ات را به همه ما بچشان.


:: موضوعات مرتبط: جامعه , ,
:: برچسب‌ها: عشق ,